الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
221
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
كه اقوامى خود پسند در آن گرد آمدهاند من مىخواهم زخم درون آنها را مداوا كنم چرا كه مىترسم مزمن و غير قابل علاج گردد ( ولى آنها مانع مىشوند ) بدان ! كه هيچ كس نيست كه نسبت بوحدت و اتحاد امت محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از من حريصتر و انسش به آن از من بيشتر باشد . من در اين كار پاداش نيك و سرانجام شايسته را از خدا مىطلبم . و به آنچه تعهد كردهام وفا دارم ، هر چند تو از آن شايستگى كه بهنگام رفتن از نزد من داشتى ، تغيير پيدا كرده باشى . بدبخت كسى است كه از عقل و تجربهاى كه نصيب او شده محروم ماند ، و من از اين كه كسى سخن بيهوده گويد متنفرم . و از اين كه كارى را كه خدا آن را اصلاح كرده بر هم زنم بيزارم ، آنچه را نمىدانى رها كن زيرا كه اشرار مردم شايعات زشت و سخنان نادرست ( در باره من ) از گوشه و كنار به تو مىرسانند . و السلام 79 - از نامههاى امام عليه السلام بفرماندهان لشكر هنگامى كه زمام خلافت را بدست گرفت . اما بعد ! هلاكت و بدبختى كسانى كه پيش از شما بودند به دو دليل بود : نخست اين كه آنها مردم را از حق خود باز داشتند ، لذا ناچار شدند حق خويش را ( از طريق رشوه و راههاى نا درست از ايشان ) خريدارى كنند . ديگر اين كه آنها مردم را به باطل سوق دادند و آنان از آن پيروى كردند . پايان بخش نامهها !